تبليغاتX
shahin najafi - ذلت
sheere shahin najafi

به اسطوره ی ترانه ی ایران ایرج جنتی عطایی برای بزرگ ماندنش


آی خوار ما را....

داشتم می گفتم به خواری کشیده اند

خروش از ته حلقوم تو بی هود گی ست برای این مردم.

شباهنگام

بر نعش تف آلوده مان

ضجه دیگر نمی زند کسی

این جماعت از یاد برده اند ما را.

سال گذشته سال خواری بود و

روزهای بعد دقیقه های زاری و خفت.

ما را چگونه به رقص کشیده اند

شرم از حضورمان شرم می کند.

آی خوار شما را...

داشتم می گفتم به نعش های شیک و اصیل

سر گرم و تن شان

بوی عطر های غریبه می داد ـ

این بته دار ها گوش هاشان را

گوه گرفته است.

هزار سال محمدی ست

که روز پای سفره

برای خوار مادر تازی

نذر می کنند و

شب

دوش با فاسقان گذشته

پیاله به هم می زنند و

می رقصند.(از همین گوشت ها حرف می زنم).

د یگر از که برای که قصه می گویی؟

وقتی باور ذلت

به آغوش کشیده است ما را

چونان خاک ....مرده را.

با تو دیگر از کدام شعر

شبگریه ساز کنم باکره؟! ـ

که شکوه بودنت را

به شوکت ابلیس و بسترش فروختی

چونان مرده ای

در برابر

خاک.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:24  توسط saman naderi  |